۱۳۴

بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟ ... گره از کار فروبسته‌ی ما بگشایی؟

عراقی / غزل / قرن هفتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۳۱

بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم ..... فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

حافظ / غزل / قرن هشتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۳۰

در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست .... مست از می و میخواران از نرگس مستش مست

حافظ / غزل / قرن هشتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۲۹

از هر چه گمان برد دلم یار نه آن بود ... پندار بد آن عشق و یقین جمله گمان بود

سنایی / غزل / قرن پنجم و ششم

بخوانید.

بگیرید.

۱۲۸

خرامان از درم بازآ که‌ت از جان آرزومندم .... به دیدار تو خوشنودم به گفتار تو خرسندم

سعدی / غزل / قرن هفتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۲۷

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به‌رو .... شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو

قرّة‌العین / غزل / قرن سیزدهم

بخوانید.

بگیرید.

۱۲۶

معلمت همه شوخی و دلبری آموخت .... جفا و ناز و عتاب و ستمگری آموخت

سعدی / غزل / قرن هفتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۲۴

دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما .... چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما

حافظ / غزل / قرن هشتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۲۳

ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رود .... وآن دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود

سعدی / غزل / قرن هفتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۲۲

رفتی و نمی‌شوی فراموش .... می‌آیی و می‌روم من از هوش

سعدی / غزل / قرن هفتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۲۱

کجایی؟ای ز جان خوش‌تر، شبت خوش باد، من رفتم ... بیا در من خوشی بنگر، شبت خوش باد من رفتم

عراقی / غزل / قرن هفتم

بخوانید.

بگیرید.


۱۲۰

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند ..... نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند

حافظ / غزل / قرن هشتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۱۹

چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من ...... ور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز من

حافظ / غزل / قرن هشتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۱۷

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند .... گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

حافظ / غزل / قرن هشتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۱۶

مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم .... تو را می‌بینم و میلم زیادت می‌شود هر دم

حافظ / غزل / قرن هشتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۱۴

خنده‌ات برما و بر داغ دل درمانده چیست ... گریه‌ات بر حال ماگر نیست باری خنده چیست

وحشی بافقی / غزل / قرن دهم

بخوانید.

بگیرید.

۱۱۳

غلام آن سبک روحم که با من سر گران دارد ... جوابش تلخ و پنداری شکر زیر زبان دارد

سعدی / غزل / قرن هفتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۱۲

ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است ..... ببین که در طلبت حال مردمان چون است

حافظ / غزل / قرن هشتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۱۱

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را ... که سر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را

حافظ / غزل / قرن هشتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۱۰

نازی است از آن جانب و نازی که چه گویم .... مائیم و نیازی و نیازی که چه گویم

شاه نعمت الله ولی/ غزل / قرن نهم

بخوانید.

بگیرید.

۱۰۹

بسته ی زلف اوست دل، ای دل از آن کیست او.....خسته ی چشم اوست جان، مرهم جان کیست او

خاقانی / غزل/ قرن ششم

بخوانید.

بگیرید.

۱۰۸

باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است ..... شمشاد خانه پرور ما از که کمتر است

حافظ / غزل / قرن هشتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۰۷

بالابلند عشوه گر نقش باز من .... کوتاه کرد قصه ی زهد دراز من

حافظ / غزل / قرن هشتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۰۶

ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم ..... صد درد دل به گوشه ی چشمی دوا کنیم

شاه نعمت الله ولی/ غزل / قرن نهم

بخوانید.

بگیرید.

۱۰۵

ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه ..... مست از خانه برون تاخته‌ای یعنی چه

حافظ / غزل / قرن هشتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۰۴

ساقیا برخیز و می در جام کن ..... وز شراب عشق دل را دام کن

مولانا / غزل / قرن هفتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۰۳

به فلک می‌رسد از روی چو خورشید تو نور ..... قل هو الله احد چشم بد از روی تو دور

سعدی / غزل / قرن هفتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۰۱

هله ای طالب سمو بگداز از غمش چو مو ..... بگشا راز با همو که سلام علیکم

مولانا / غزل / قرن هفتم

بخوانید.

بگیرید.

۱۰۰

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید؟ ..... معشوق همین جاست بیایید بیایید

مولانا / غزل / قرن هفتم

بخوانید.

بگیرید.

۹۶

سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود ..... رونق میکده از درس و دعای ما بود

حافظ / غزل / قرن هشتم

بخوانید.

بگیرید.