بهاریه
وصف بهار جایگاه ویژهای در ادب فارسی دارد. شاعران پارسیگو از دیرباز، در قالبهای مختلف از مقدّمه و تشبیب قصاید گرفته تا غزل و رباعی و مسمّط، به توصیف بهار پرداختهاند.
یکی از بهاریههای فارسی را انتخاب کنید، بخوانید و برای ما بفرستید. فراموش نکنید که مفر تنها اشعار کلاسیک کهن را منتشر میکند و این که روال پیشین ما در انتشار دیگر انواع شعر کلاسیک (جز بهاریه) همچنان ادامه دارد.
اگر گزینهای در ذهن ندارید، از فهرست زیر کمک بگیرید.
منوچهری
ابر آذاری برآمد از کران کوهسار
هنگام بهارست و جهان چون بت فرخار
آمد بهار خرم و آورد خرمی
آمد بانگ خروس مؤذن میخوارگان
آمد نوروز هم از بامداد
ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی
ساقیا آمدن عید مبارك بادت
به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
سعدی
بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار
برآمد باد صبح و بوی نوروز
برخیز كه میرود زمستان
علم دولت نوروز به صحرا برخاست
مولانا
آمد بهار ای دوستان منزل سوی بستان کنیم
بهار آمد بهار آمد بهار مشكبار آمد
آمد بهار خرم و آمد رسول یار
بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را
خاقانی
آمد بهار و بخت که عشرت فزا شود
ناصرخسرو
آمد بهار و نوبت صحرا شد
نظامی
چو پیر سبز پوش آسمانی
فروغی بسطامی
یا رب این عید همایون چه مبارک عید است